X
تبلیغات
نماشا
رایتل
     
 
 
موضوعات

مذهبی

دانلود نرم افزار

کامپیوتر وترفند

دانلود مداحی

دانلود قرآن

عکس

دانلود موبایل

صهیونیست واقتصاد

مقاله ومطالب

شهداء

قرآن وحدیث

مباحث دینی

مهدویت وصهیونیست

شعر وادبیات

خاطرات امام خامنه ای

امام خامنه ای

ظهور

حدیث درباره امام زمان

حدیث از امام زمان

اشعار

 
 
لینکستان

شایان گرافیک

پارس نمودار

پست الکتونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سرویس پست الکترونیک رایگان

سایت بزرگ دانلود

دفتر مقام معظم رهبری(قم)

پایگاه آیت الله سیستانی

پایگاه آیت الله سید محمد شاهرودی

پایگاه آیت لله تبریزی

پاسخ به پرسشهای اعتقادی

بخش زن در پایگاه رافد

احکام نوجوانان

وبلاگ نریمان پناهی

سایت فیزیک آنلاین

طراحی گرافیک و وب

طراحی گرافیک و وب

طراحی گرافیک و وب

طراحی گرافیک و وب

وبلاگ مسجد امام علی (ع)

دانلود و سفارش مداحی

سایت شهید آوینی

نوشتن متن دلخواه نستعلیق بصورت آنلاین

افزایش رایگان بازدید وبلاگ شما

آموزش های جامع فلش

سایت رهپویان ایران

مرکز دانلود برنامه وکرک

دریای هدایت الهی

رایانه کار

تکدید مرکز دانلود صوت و فیلم مذهبی

دوکـوهه عاشقان

 
 
لینکهای روزانه

دانلودستان

 
 
:.وبلاگ مذهبی.: ،مطالب مذهبی ،عکس مذهبی ، مباحث دینی ،دانلود قرآن ،دانلود مداحی

تعداد بازدید کل : 161884
 
 

مصاحبه:درمورد حضور امام زمان(عج)

مصاحبه:

برای پرس و جو درباره میزان اطلاعات مردم درمورد حضور امام زمان(عج) وارد یک مرکز مشاوره می شوم.
از یکی ازمشاوران این مرکز می پرسم: بنظرشما حضور امام عصر(عج) در زندگی شما چقدر مشهود است؟
مثل کسی که سؤالم را نشنیده است می گوید: چه گفتید؟!
پرسشم را تکرار می کنم او به دیوار روبرو خیره می شود. کمی فکر می کند و با استیصال می گوید: این یک مسئله بزرگ تربیتی است که خیلی می شود در رابطه با آن صحبت کرد!
می گویم: خیلی خلاصه بگویید!
می گوید: ببخشید، فعلا چیزی به نظرم نمی رسد!!
------------------------------------------------------
درپارک شهر، عده ای ازدختران جوان با هم مشغول گپ و گفت وگویند... گاهی سرهایشان را به هم نزدیک می کنند و پس از آنکه حرف یکی از آنها به پایان می رسد با هم بلندبلند می خندند. به هیچ وجه به اطراف خود توجه ندارند. به آنها نزدیک می شوم و از یکی از آنها همین سؤال را می پرسم.
او سراپای مرا ورانداز می کند و می گوید: شما؟!
می گویم: خبرنگارم و برای یک گزارش این مطلب را ازشما می پرسم.
می گوید: ممکن است سؤالتان را درحد دیپلم ترجمه کنید تا بفهمم چه می گویید؟!
می گویم: امام زمان(عج) چه نقشی در زندگی شما دارد؟
با تعجب می گوید: آن حضرت که غایب است. خوب ما فقط او را دوست داریم. همین!
---------------------------------------------------------------------
خوب اولا سلام
جوانان و امام زمان ...چی امام زمان ...نفهمیدم یه باره دیگه بگو چی
آآآآآآآآآآهان امام زمان
خوب معلومه دیگه امام دوازدهممونه از نظرها هم غایب مثل خورشید پشت ابر
خوب منظور که چی
هیچی همینجوری دیگه چی
میگن یه روزی از اون روزهای نیومده میاد امروز و فردا نه ها سالها و قرنهای دیگه
یعنی اینقدر دور؟؟
البته هستن بعضیها که میگن امروز و فردا میاد
ولی من میگم هیچی ولش کن
اصلا یادش هم میکنی ؟؟؟
هان چی ...هر از گاهی
چرا هر از گاهی
دیگه
____________________________________]
نزدیک میدان ولیعصر هستم. نگاهم به تعدادی جوان می افتد که درحال خارج شدن از یک مؤسسه کامپیوتری هستند. موهای روغن زده اشان زیر نور خورشید پاییزی، برق می زند.
با شور و حرارت خاصی از استفاده هایی که می شود از کامپیوتر کرد، حرف می زنند. خودم را به آنان می رسانم و از یکی از آنها که بزرگتر از بقیه است، همین سؤال را می پرسم.
«رضا» به دوستانش می گوید: بچه ها! ما هم آدم شدیم. بالاخره یکی هم نظر ما را خواست!
بعد به من می گوید: آقا! عکس ما را هم در روزنامه چاپ می کنید؟
و در پاسخ سؤالم می گوید:
والله دراین باره فکر نکرده ام، اینطوری چیزی به نظرم نمی رسد.
باید فکرکنم.
می گویم: خوب فکرکن! مدتی ساکت می شود و...
--------------------------------------------------------------------
درمیدان میوه وتره بار خانمی درحال خرید میوه است. پس ازخرید، خودم را معرفی می کنم و می گویم اگر مایلید ضمن معرفی خود بفرمایید که امام زمان (ع) درزندگی شما چه نقشی دارد؟
می گوید:«شقایق نادری» هستم ومن چندین بار به آقا متوسل شده ام ومشکلم حل شده است.
ازاو بیشتر توضیح می خواهم می گوید:
واقعا آقا مشکل گشا است. من نمی توانم شرح مشکلاتم را بگویم فقط همین را بگویم که هروقت مشکلی داشته ام که هیچ کس نتوانسته است آنرا حل کند وواقعا ازهمه کس ناامید شده ام و خالصانه دست به دامن آقا شده ام مشکلم حل شده است. فدای اسم آقا! قربان محبت امام زمانم بروم...

قطره های اشک به او اجازه سخن بیشتر را نمی دهد
کم کم به وقت نماز نزدیک می شوم. موذن مؤمنان را به نماز فرامی خواند خودرا به دریای معنویت می رسانم
پس از نماز جماعت، جوان نورانی و خوش سیمایی توجهم را جلب می کند.
بسویش می روم و اسم و شغلش را می پرسم.
می گوید «محمدی» هستم و مهندسی می خوانم.
از او می پرسم: امام زمان(عج) در زندگی شما چه نقشی دارد؟
اول طفره می رود... اما نمی تواند ازسؤالهای من خلاص شود.
می گوید: امام زمان(عج) الگوی من در زندگی است. البته من نمی توانم ادعا کنم که توانسته ام در همه امور خود را آنچنان که او دوست دارد، بسازم اما به هرحال اوبعنوان نقطه بزرگ و هدف اصلی آمال و آرزوهای من است.
-------------------------------------------------------
وارد دانشگاه که می شوم، خاطرات دوران دانشجویی ام زنده می شود...
به خودم که می آیم روبروی «دکترسودمند» هستم. ایشان درباره نقش امام زمان (ع) درزندگی اش می گوید:
اصولا من درهنگام گرفتاری به سراغ امام زمان می روم!
البته تا به حال چندین بار به مسجد جمکران رفته ام واعمالی را انجام داده ام... اما خوب ایشان مراد ومقتدای من هستند.و من در مراحل مختلف زندگی ام سعی کرده ام که رضایت آقا را جلب کنم. با عمل به تکلیف با احسان و نیکوکاری، با خودسازی و مراقبه و محاسبه، چون طبق آیه قرآن و روایات، اعمال ما به امام زمان عرضه می شود، من نمی خواهم حتی المقدور طوری عمل کنم که وقتی آقا به نامه عملم نگاه می کند ناراحت شود.
---------------------------------------------------------------------
درحین برگشت به اداره به راننده تاکسی که با او می آیم،
می گویم: حال پاسخ دادن به یک سؤال را داری؟
نگاه عاقل اندر سفیهی می کند و آهی می کشد: چه سؤالی؟
نمی دانم چرا ولی احساس می کنم که از سؤالم صرفنظر کنم... در همین فکر هستم که دوباره می پرسد: نگفتید .
می گویم: مثل اینکه خسته هستید... بگذریم...
قیافه ای جدی می گیرد و می گوید: خواهش می کنم آقا، بفرمایید...
می گویم: لطفاً با دقت به سؤالم پاسخ دهید. امام زمان (ع) در زندگی شما چه نقشی دارد.
اخم های چهره اش از هم گشوده می شود و می گوید: خدمت حضرت آقا که عرض کنم من یک فرزند دارم، او را هم از لطف آقا دارم.
می گویم: بیشتر توضیح بده.
می گوید: من 14 سال بچه دار نمی شدم. به خیلی از دکترها مراجعه کردیم ولی فایده ای نداشت. یکی از دوستانم به من پیشنهاد کرد که اگر متوسل به امام زمان (عج) شوی نتیجه خواهی گرفت... خلاصه الآن پسرم طلبه است. مهدی را می گویم من هرشب چهارشنبه به جمکران می روم... اگر مسافری بیا امشب با هم برویم؟!


+ | مسافر کربلا | پرینت مطلب | 0 نظر | ارسال نظر ... |
 

آخرین مطالب

عنوان مطلب تاریخ

شیطان پرستی

دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388

اشعار حافظ

چهارشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1388

شعرهایی در باب امام زمان(عج)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

شعرهایی در باب امام زمان(عج)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

اشعاری در باب امام زمان (عج)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

اشعاری درباره امام زمان (عج)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

اشعاری از حکیم متاله حاج ملاهادی سبزواری (اسرار)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

حدیث درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

حدیث از امام زمان (عجلالله تعالی فرجه)

جمعه 15 خرداد‌ماه سال 1388

رساله و احکام

سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388

[ بدون عنوان ]

سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388

گزارش تصویری حضور داوود احمدی نژاد در شیراز

سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388

گفتگوی خواندنی با آیت‌الله مصباح درباره آیت‌الله بهجت

سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388

استاد سید متولی عبدالعال ( سور رحمن و قصار السور)

دوشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1388

خاطرات مقام معظم رهبری (بدتر از نسل هویدا!)

یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1388
 
 
   
CopyRight © 2009 ::.مصباح الهدی::. - Powerd BlogSky.com
Designer Template : MTC - M30T.com
M30T.com